در ماهها و سالهای اخیر، بازار بورس ایران با نوسانات شدید و افتهای قابل توجهی مواجه شده است که این وضعیت باعث نگرانی بسیاری از سرمایهگذاران و فعالان بازار شده است. پرسشی که بارها مطرح میشود این است که: «آیا بورس ورشکسته شده است؟» برای پاسخ دقیق به این سوال، ابتدا باید مفهوم ورشکستگی بورس را از منظر بازارهای مالی مرور کنیم.
بورس به عنوان یک نهاد مالی و بازار معاملاتی، مشابه شرکتهای تجاری نیست که بتوان آن را به معنای معمول ورشکسته شدن، تعطیل یا منحل دانست. بورس، محلی است برای دادوستد سهام شرکتها، اوراق بدهی، کالا و داراییهای مالی دیگر که نقش واسطهای بین سرمایهگذاران و شرکتها ایفا میکند. کارایی بورس وابسته به اعتماد سرمایهگذاران و فعالان بازار است و در صورت نزول این اعتماد، بازار دچار نوسانات و افتهای نرخی خواهد شد، اما این به معنای توقف فعالیت یا ورشکستگی بورس نیست.
بنابراین، وقتی میگوییم بورس ورشکسته شده، معمولاً منظور افت شدید ارزش داراییها، افت اعتماد عمومی، کم شدن حجم معاملات و زیان سرمایهگذاران است. واقعیت این است که بورس ایران طی سالهای گذشته با چالشهای متعددی مواجه بوده که در مجموع، باعث شده بازار سرمایه شرایط ناپایداری را تجربه کند.
یکی از اصلیترین دلایل این وضعیت، مشکلات ساختاری بورس است. این مشکلات شامل ضعف در زیرساختهای نظارتی، ناتوانی در شفافسازی دقیق و به موقع گزارشها، وجود رفتارهای سفتهبازانه و دستکاری بازار، و عدم وجود ابزارهای متنوع مالی برای مدیریت ریسک است. این عوامل باعث شدهاند که اعتماد سرمایهگذاران، به ویژه سهامداران خرد، به شدت افت یابد.
علاوه بر آن، عوامل کلان اقتصادی و سیاسی نیز تأثیر بسیار مهمی بر وضعیت بورس دارند. رکود اقتصادی طولانی مدت، تورم بالا، نوسانات شدید نرخ ارز، سیاستهای پولی و مالی نامطمئن و بیثباتی سیاسی، فضای نامطلوبی را برای بازار سرمایه ایجاد کردهاند. در شرایطی که اقتصاد کلان با ابهامات و ریسکهای فراوان روبهرو است، سرمایهگذاران تمایل دارند سرمایه خود را از بازارهای پرریسک خارج کنند و به سمت داراییهای کمریسکتر حرکت نمایند.
از سوی دیگر، فشارهای روانی ناشی از گزارشها تازه سیاسی، مذاکرات پشتپرده، تنشهای منطقهای و تهدیدهای امنیتی باعث شده است که سرمایهگذاران از سرمایهگذاری بلندمدت در بورس هراس داشته باشند. این ترسها و عدم اطمینانها، نوسانات شدید ارزشی و خروج سرمایه را تشدید کرده و باعث میشود که حتی در صورت وجود فرصتهای رشد، بازار نتواند روند صعودی پایدار را تجربه کند.
اما باید توجه داشت که بورس به عنوان یک بازار مالی پویا، همواره چرخههایی از رشد و نزول را پشت سر میگذارد. افتهای مقطعی و نوسانات شدید بخشی طبیعی از فعالیت بازار است. بنابراین، سقوط ارزشها و افت ارزش داراییها به معنای ورشکستگی بورس نیست، بلکه میتوان آن را نشانه نیاز به اصلاحات و بهبود زیرساختها و شرایط اقتصادی دانست.
از سوی دیگر، بورس همچنان بستر اصلی تامین مالی شرکتها و جذب سرمایههای خرد و کلان است. فعالیت شرکتها در بازار سرمایه ادامه دارد و معاملات روزانه انجام میشود. بنابراین، نمیتوان بورس را به عنوان نهادی ورشکسته تلقی کرد.
راهکارهای بهبود وضعیت بورس نیازمند مجموعهای از اقدامات در حوزههای مختلف است. نخست، اصلاحات ساختاری در بازار سرمایه، شامل بهبود نظام نظارتی، رشد شفافیت دادهها، توسعه ابزارهای مالی و تقویت حقوق سهامداران خرد ضروری است. از سوی دیگر، نهادهای ناظر باید با بیشتر شدن نظارت و پیشگیری از رفتارهای غیرشفاف، اعتماد عمومی را بازسازی کنند.
در سطح کلان، ایجاد ثبات در سیاستهای اقتصادی و پولی، مدیریت مناسب تورم و نرخ ارز و حمایت از تولید و بخشهای مولد اقتصاد میتواند به بهبود فضای کسبوکار و در خروجی بهبود وضعیت بورس کمک کند. در ادامه، کم شدن تنشهای سیاسی و ایجاد امنیت روانی برای سرمایهگذاران از اهمیت بالایی برخوردار است.
علاوه بر این، آموزش و فرهنگسازی برای سرمایهگذاری هوشمند و مدیریت ریسک، میتواند نقش مهمی در بیشتر شدن مشارکت و پایداری بازار سرمایه ایفا کند. سرمایهگذاران خرد با دانش کافی قادر خواهند بود تصمیمات بهتری بگیرند و کمتر تحت تأثیر هیجانات و دادهها بهروز منفی قرار گیرند.
در نهایت، بورس ایران در شرایط فعلی نیازمند توجه جدی و برنامهریزی بلندمدت است. نمیتوان وضعیت کنونی را به معنای ورشکستگی بازار تلقی کرد، بلکه باید آن را فرصتی برای اصلاح و بهبود دید. با اتخاذ سیاستهای مناسب، رشد شفافیت، حمایت از حقوق سرمایهگذاران و تقویت زیرساختها، بورس میتواند به مسیر رشد پایدار بازگردد و نقش مهم خود را در توسعه اقتصادی کشور ایفا کند.
چاپ شده در روزنامه صمت یادداشت فیروزه عسگری مورخ 8 آذرماه 1404
برچسب:
نویسنده: آرشان میرزاپور